الشيخ أبو الفتوح الرازي
91
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
لو تملَّتهم عشيرتهم لاقتناء العزّ او ولدوا و اين قول سعيد جبير است ، و سدّى و عبد اللَّه عبّاس و قتاده و عطيّه و ضحّاك گفتند : * ( مَلِيًّا ) * اى سويّا سليما ( 1 ) ، از بر من برو به سلامت بى آزارى تا تو را نبايد زدن و جراحت كردن و عقوبت كردن ، و هو من قولهم : فلان ملىّ بهذا الامر اذا كان قويّا عليه مضطلعا به . * ( قالَ ) * ، گفت ، يعنى ابراهيم - عليه السّلام : * ( سَلامٌ عَلَيْكَ ) * گفتند ، معنى آن است كه : سلامت باد تو را به حقّ ابوّة و تربيت ، و گفتند : بر سبيل وداع گفت ، كه در حال وداع بر يكديگر سلام كنند و دعا به سلامت كنند يكديگر را ، و گفتند : جواب آن گفت كه او گفت : . . . * ( لَئِنْ لَمْ تَنْتَه لأَرْجُمَنَّكَ ) * ، تا اين را كار بسته باشد كه خداى تعالى گفت : . . . وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً ( 2 ) به جواب سفاهت سفيهان حليمان سلام گويند تا سلامت يابند . * ( سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي ) * ، در او چند قول گفتند ، يكى آن كه : در معنى مشروط است اگر چه به صورت مطلق است ، و تقدير آن است كه : ان تركت عبادة الاوثان و آمنت باللَّه ، آمرزش خواهم براى تو اگر ايمان آرى به خداى و بت پرستيدن رها كنى . قولى ديگر آن كه : بر اصل عقل گفت ، كه از روى عقل عفو كفّار نيكوست و در شرع او قطعى نبود على عقاب الكفّار قطعا ، و چون اين مجوّز » باشد استغفار نكو باشد براى كافران . و وجهى دگر آن كه : پدر او را وعده داد در سرّ كه ايمان خواهم آوردن چنان كه در سورة التّوبة گفت : وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَبِيه إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاه ( 4 ) - الاية . * ( إِنَّه كانَ بِي حَفِيًّا ) * ، كه خداى تعالى به من هميشه لطيف و مهربان بوده است . و الحفاوة ، البّر و اللَّطافة يقال : حفى بفلان يحفى حفاوة و تحفّى ( 5 ) به تحفّيا ( 6 ) و احفى بالمسألة ( 7 ) اذا بالغ فيه ، و اين نيز هم از مهربانى باشد .
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها اى . ( 2 ) . سورهء فرقان ( 25 ) آيهء 63 . ( 3 ) . اساس : مجزم ، به قياس با نسخهء آط ، و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 4 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 114 . ( 5 ) . آب ، آج ، لب : يحفى . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : حفيّا . ( 7 ) . اساس : بالملة خوانده مىشود ، به قياس با نسخهء آب ، تصحيح شد .